پیری پدر!؟...
رفته بود تو جمع رفقاش یکی گفت گوشیت چرا اینجوریه بی کلاس برو یه لمسی بگیر یا تبلت اون یکی گفت لباست و تیپت چرا اینجوریه بابا برو تیپ بزن لباس خوب بپوش تازه شنیدم که لب تاپ نداری چقدر عقب مونده ای تو پسر من خجالت میکشم تو رفیقم باشی
سرکشته برگشت خانه گفت پدر پول بده گوشیم خوب نیست روز بعد پدر پول بده لباس بگیرم روز بعد پدر پول بد.... و پدر برای فرزندش کار کرد با عشق و هیچ نمی گفت فرزند بی انصاف یکی نبود به او بگوید گوشیت مگر چش است تیپت هم خوب هست مگر باید گرون باشد یا شلواره پاره!...
پدر پیر شد پای فرزندش ولی فرزند هیچ وقت به پدرش ننازید و حرفش را گوش نکرد و همش پی رفقایش بود دست آخر هم شد...
سرکشته برگشت خانه گفت پدر پول بده گوشیم خوب نیست روز بعد پدر پول بده لباس بگیرم روز بعد پدر پول بد.... و پدر برای فرزندش کار کرد با عشق و هیچ نمی گفت فرزند بی انصاف یکی نبود به او بگوید گوشیت مگر چش است تیپت هم خوب هست مگر باید گرون باشد یا شلواره پاره!...
پدر پیر شد پای فرزندش ولی فرزند هیچ وقت به پدرش ننازید و حرفش را گوش نکرد و همش پی رفقایش بود دست آخر هم شد...
پ.ن: نمی دونم چرا بعضیا اینجوریه خواهش میکنم اینطور نکنید اینطور فقط پدراتون پیر میشن تازه اگه مهربون باشن و چیزی نگن اگه هم کسی پدرش چی بگه طرف از خونه فرارمیکنه خو آدم بی عقل شاید یکی نداشته باشه مگه زندگی یعنی اینا زندگی یعنی عشق میفهمی عشق تو معنی عشقو نفهمیدی که این کار رو میکنی...
+ نوشته شده در ساعت توسط گدای رقیه (س)
|